راه آهن؛ نماد غرور شکسته مردم اردبیل

آزادلو : در آخرین روزهای کاری دولت، راه‌آهن نیمه‌کاره اردبیل چشم‌انتظار تحقق وعده رئیس جمهور است، دولتی که با تدبیرش در اتصال ریلی گیلان به کشور جمهوری آذربایجان، امید مردم استان در ایفای نقش بی‌بدیل در معادلات اقتصادی منطقه را به یاس تبدیل کرد و راه‌آهن اردبیل را از پروژه‌ای بین‌المللی به طرحی استانی تنزل داد.

در سال‌های دور سفرهای استانی برای مقام عالی قوه مجریه حالت تشریفاتی و بعضا سیاسی داشت هر رئیس جمهور معمولا تعدادی انگشت شمار از شهرها را در برنامه کاری خود می‌گنجاند تا هم هوایی عوض کند و هم به ولی نعمتان سری بزند.

*از لحاظ منطقی هم شاید نیاز چندانی به قشون کشی دولت به استان‌ها و شهرها نباشد؛ چرا که دولت در کشور ما به اندازه کافی حجیم و گسترده است و در هر کوی و برزن نام و نشان و نماینده‌ای دارد و اگر تصمیمی بر حل مشکلی داشته باشد می‌تواند بازوان اجرایی کثیر و توانمندش را به کار گیرد.

*محمود احمدی‌نژاد با استقرار در صدر دولت‌های نهم و دهم، به کل قاعده را تغییر داد. سفرهای متعدد و بعضا چندین باره وی به استان‌ها و برگزاری جلسات هیات دولت در آنجا، در شرایطی که سازمانی به نام برنامه و بودجه هم در کشور وجود خارجی نداشت، آبستن مصوبات رنگارنگ و وسوسه‌کننده بود مصوباتی بلند بالا که عمر دولت‌های وی کفاف اجرایی شدن همه آن‌ها را نکرد.

*با به قدرت رسیدن جریان موسوم به اعتدال، حسن روحانی در مقابل دوراهی دشوار تداوم سفرهای استانی با جلسات و مصوبات آنچنانی و بازگرداندن سفرها به حالت تشریفاتی و سیاسی سابق قرار گرفت و شاید به سبب حفظ و تقویت پایگاه مردمی خود، تداوم سفرها را، ولو با ترافیک کمتر، در دستور کار قرار داد و با کنایه‌ای مستقیم به وعده‌های بر زمین مانده دولت‌های نهم و دهم در سفرهای استانی گفت: «این دولت به قولی که به مردم می‌دهد، در همین دوره عمل می‌کند»

*روز چهارشنبه، ۲۹ مرداد ۹۳، قرعه سفرهای استانی شیخ، به نام اردبیل افتاد و روحانی به اردبیل آمد و در جمع مردمی که از فرودگاه اردبیل تا ورزشگاه تختی وی را همراهی کرده بودند، وعده تکمیل پروژه اتصال اردبیل به شبکه ریلی کشور با استفاده از فاینانس خارجی را داد. پروژه‌ای خاک خورده که گرد آن بر دستان چهار دولت اخیر نشسته بود.

*امروز و در شرایطی که دولت آخرین روزهای کاری خود را سپری می‌کند؛ راه‌آهن نیمه‌کاره اردبیل کماکان چشم‌انتظار تحقق وعده دولت از محل فاینانس داخلی، خارجی، اعتبار دولتی یا هر منبع دیگر است؛ دولتی که با تدبیرش در اتصال ریلی استان گیلان به کشور جمهوری آذربایجان، امید مردم استان در ایفای نقش بی‌بدیل در معادلات اقتصادی منطقه را به یاس تبدیل کرد و راه‌آهن اردبیل را از پروژه‌ای بین‌المللی به طرحی استانی تنزل داد.

*افت قیمت نفت در کشوری که کل صفحات قانون بودجه بوی نفت می‌دهد، اعتبارات عمرانی ناچیز کشور در سال‌های اخیر که حدود یک دهم بودجه کشور را شامل می‌شود و همچنین موانع متعدد سد راه برجام و موارد دیگر می‌تواند دلایلی قابل تامل در مسیر عدم تکمیل راه‌آهن اردبیل علی‌رغم وعده رئیس جمهور باشند ولی این سخن روحانی را نقض می‌کند که: «این دولت به قولی که به مردم می‌دهد، در همین دوره عمل می‌کند»

*این روزها و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، کمپین «آقای رئیس جمهور! ما رای خود را با قطار برایتان می فرستیم» در اردبیل ایجاد شده است؛ کمپینی که حامیان دولت آن را از برنامه‌های انتخاباتی منتقدان دولت در استان می‌شمارند اما هر چه که هست برای مردم یادآور ۱۲ سال حسرت طاقت‌فرساست که گویا خیال تمام شدن هم ندارد.

*در شرایط کنونی و بعد از گذشت سال‌ها، پروژه راه‌آهن اردبیل-میانه مرزهای یک پروژه عمرانی عادی را درنوردیده و به نماد غرور مردم استان بدل شده است، نمادی که کماکان نقشی سیاه بر کارنامه مدیران و مسئولین برجای می‌گذارد.

———————————–

یادداشت از: سید مصطفی جمشیدی

نظر شما چیست؟

نوشته های جدید