گرمی را خواهیم ساخت؛ می شود و می توانیم

http://uupload.ir/files/zsx7_photo_2015-12-15_09-47-28.jpg

آزادلو : نشریه فروغ فردا به سراغ مردی از جنس ایستادگی، مردانگی، خوش رویی و تلاشگر رفته است. سیدحمایت میرزاده کاندیدای انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی از حوزه گرمی است که بخاطر جسارت در بیان و صداقت در گفتار شهرت دارد.
سیدحمایت میرزاده از آن دسته کاندیداهای شاخصی است که می تواند برای بسیاری چالش ها گوناگونی را بر انگیزد. حضور او در مناصب و پست های سیاسی و اداری گوناگون، فعالیت در عرصه های سیاسی، شیوه ی مدیریتی و صراحت لهجه ایشان ناخودآگاه توجهات را به خود جلب می کند. حال اگر به موارد ذکر شده، تجربه ی حضور قبلی ایشان در رقابت انتخاباتی مجلس شورای اسلامی در شهرستان گرمی را اضافه کنیم و اینکه آرای کسب شده، ایشان را تا آستانه ی پیروزی رهنمون شد، به این توجه و در مرکزیت مباحث روزمره اهالی شهرستان بودن افزوده می شود. سخنان ضد و نقیضی در پیرامون شخصیت مدیریتی و سیاسی ایشان آنچنان است که همگان را مشتاق ساخته تا نظرات ایشان را درباره ی این سخنان و نقل قول های ذکر شده را بشنوند و از آن آگاهی یابند. بر همین اساس بر آن شدیم تا در مصاحبه ای بی پرده و بدور از تکلفات خاص انتخاباتی پاسخ ایشان را در احوال این سخنان و نظرات جویا شویم.
فروغ فردا پای صحبت های گزینه اصلی پیروزی انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی می نشیند:
وی از جمله چهره های شاخص اصلاح طلب میانه رو و منتصب به دولت در منطقه است که در میان اقشار مختلف مردم بخصوص جوانان از محبوبیت بالایی برخوردار است.

به عنوان اولین سوال در یک جمله گرمی را توصیف کنید؟
گرمی شهری مظلوم و محروم؛ اما خواهیم ساخت. می شود و می توانیم.

چه راهکارهایی برای رهایی گرمی از رکود اقتصادی منطقه دارید؟
بهرحال روال انتخابات دادن وعده های خوش رنگ است و با  این اوصاف شرم ارائه برنامه هایی که به عنوان وعده تلقی می شود را دارم. اما برای آینده، با توجه به عمق محرومیتی که در منطقه دیده می شود، تحولات اساسی در شهرستان لازم و ضروری است. از سوی دیگر مبحث منطقه آزاد یکی از موضوعات بورس شهرستان است، اما با توجه به کوتاهی های نمایندگان و مسئولان استانی دیگر حنای رنگ باخته در میان مردم است. باید توجه داشت تصویب منطقه آزاد قبل از هرچیز نیازمند زیرساخت های اساسی و مورد نیاز این مناطق است و البته باید منتخب مردم با جدیت پیگیر نهایی شدن این موضوع باشد. از سوی دیگر تلاش برای راه اندازی واحد های تولیدی کوچک و زودبازده که در منطقه به وفور دیده می شود، یکی از موضوعاتی است که باید در این دو دوره گذشته مورد توجه قرار می گرفت.

نظر شما در مورد وضعیت علمی شهرستان چیست و آینده آن را چطور می بینید؟
شهرستان در حوزه مراکز علمی و دانشگاهی شرایط مساعدی دارد و البته تعدد رشته ها و اساتید سطح بالا نیز دیگر ظرفیت منطقه محسوب می شود. تنها موضوعی که به آن در این میان توجه نشده است، آمایش زمینی و نیروی انسانی است. حل معضل بیکاری فارغ التحصیلان و استفاده از پتانسیل منطقه و تطبیق آن به داشته های علمی دانش آموختگان برنامه اصلی من برای حل مشکل اشتغال، حوزه علمی و در نهایت آبادانی منطقه است. در این میان باید از ظرفیت عظیم نخبگان و برنامه های آن ها نیز استفاده شود.

برنامه شما برای مهاجرت معکوس به روستاها چیست؟
ظرفیت عظیم شهرستان هایی همچون گرمی، روستا و روستانشینان می باشد. به نظر من باید روستانشینان از مصرف کنندگی به سوی تولید پیش روند و به جرأت می توان گفت با توجه به ظرفیت های عظیم روستاها می توان گرمی را قطب تولید لبنیات و گوشتی استان و شمالغرب کشور کرد. در صورت اینکه نماینده منتخب برنامه ارائه شده جهت تقسیم بودجه بر اساس تعدد روستایی به جای تعداد جمعیت مطرح شود، یقینا منطقه گرمی و استان اردبیل پیشرفت چشمگیری خواهند داشت.

بیشتر به کدام حزب سیاسی تمایل دارید؟
سخن حق را باید از پیشوایان دینی مان آموخت که به «راه درست، راه میانه روی است» اشاره کرده اند. با توجه به سیاست های دولت، بیشتر سمت و سوی اعتدالی دارم و این باور را دارم نماینده همسو با دولت می تواند برای منطقه موثر باشد. اما بنظر من موضوع مشکلات شهر گرمی کاملا فراجناحی بوده و باید به آن به صورت ریشه ای نگریست. من از ابتدا گفته ام که من از جناح گرمی، انگوت و موران وارد میدان انتخاباتی شده و می شوم.

مشوق اصلی حضور مجدد شما در عرصه انتخابات چیست؟ چه جوابی به افرادی که شائبه قول های قبلی شما مبنی بر عدم حضور را مطرح می کنند، دارید؟
تصمیم به حضور یک کاندیدا در محیط رقابت های انتخاباتی در شروع شاید تصمیمی شخصی است، اما با آغاز این حضور و اقبال مردم وطرفداران به آن فرد، ادامه حضور، پایداری و نحوه ی و کیفیت آن دیگر امری شخصی نبوده و به عهدی دو سویه تبدیل می شود. این قول وعهد از نگرانی داشتن به یکدیگر و به سرنوشت جامعه خود شروع می شود. من در دور قبل آمدم چون نسبت به شهرم و سرنوشت مردم بزرگوار آن نگرانی و تشویش خاطر داشتم و این آمدن با اقبال بزرگانی روبرو شد که همچون من به شهر و سرنوشت خود دغدغه و نگرانی داشتند. در واقع موفقیت چشم گیر چهار سال قبل شکل گیری طیف و جریانی بود که بر خلاف سایر جریان ها نقطه ی وصلشان دغدغه مندی به منافع شهر و مردم آن بوده است. به همین دلیل گروهی در کنار هم قرار گرفتند که فارغ از هر رنگ و جناحی با تکیه بر اصول انسانی و اسلامی قبل از همه در پی تغییر وضع موجود بودند. زمانی که این جریان که بیشتر جریانی فکری است و نه سیاسی در شهرستان شکل گرفت، من میرزاده با شخصیت حقیقی واجد شخصیت حقوقی شدم که خود را وام دار نوعی از تفکر می دانست که این تفکر به جای منافع فردی زودگذر اصول و ارزش هایی را برگزیده بود که ماحصلش می شد برگرداندن ارزش ها به عملکرد سیاسی در سطح منطقه. اینان بدون هیچ تمنایی با من و در کنار من بودند و هر روز این قول و عهد میان من و آنان پر رنگ تر می شد.

ولی گفته می شود که شما در سخنرانی های خود اعلام کرده بودید که در صورت عدم انتخاب از سوی مردم دیگر وارد عرصه نخواهید شد؟ توضیح شما در این باره چیست؟
البته این جای تقدیر از دوستان دارد که ذره بین به دست در میان حرف های میرزاده دنبال مواردی می گردند تا بتوانند بر مبنای آن قضاوت های خود را ارائه دهند. ریز شدن این عزیزان در سخنان بنده خود گواه آن است که دوستان ما تا چه حد در محاسبات خود به میرزاده وزن می دهند. البته سوالی که من می خواهم خوانندگان محترم در پیش وجدان خود بپرسند این است که چرا این عزیزان که اکثرا از اهالی نزدیک به سایر کاندیدا های محترم هستند ،این ریز بینی را در میان قول قرار های آنانی که تجربه نماینده شدن برای این شهرستان را دارند به خرج نمی دهند؟ اما همانطور که گفتم از اول هم قصد من ارائه ی ایده ها و نظریاتم به مردم بود تا آنان هم از روی دغدغه مندی و آگاهی به داوری نظریات بنده نشسته در صورت انطباق آن با ارزش ها و آرمان ها و تفکرات خود نه به میرزاده بلکه به این جنس از سخنان و تفکرات رای دهند. از اول هم قصد من حضور یکباره در انتخابات بود و من نه تنها آن را انکار نمی کنم بلکه صحت آن را تایید می کنم همانطور که در ماه های ابتدایی و مراحل آغازین انتخابات دوبار هم آن را اعلام کردم. البته آدرسی که دوستان به این حرف ها می دهند غلط است ونشان می دهد که قصد برای پرسش نبوده و چیز دیگری است. من این موضوع را در ابتدا اعلام کردم اما اتفاقات بعدی و شکل گیری آن شخصیت حقوقی برای میرزاده آنچنان بود که تصمیمات من هم از شکل فردی به تصمیمات جمعی تغییر شکل داد. نمود واقعی این شخصیت حقوقی میزان رای مردم شهرستان گرمی به بنده و کیفیت این آرا بود. آرایی که بدون هیچ وعده و عیدی اخذ شد و تنها با انطباق حرف های بنده با اصول و ارزش ها بود، که عده ای از این مردم شریف اعتماد نموده آرای خود را به من اختصاص دادند. بر خلاف برخی از عزیزان بنده نتایج آرا و عدم انتخاب از سوی مردم شریف شهرستان را باجان دل پذیرفته و بدون اینکه شهرستان را شبانه ترک کنم، در جلسه ای باشکوهی که در بعد از اعلام نتایج صورت گرفت، حضور یافته و به قدر دانی از زحمات مردم و رای دهندگان به خود پرداختم. در واقع آن جلسه جلوه گاه اصلی آن شخصیت حقوقی بود که ذکر شد. من با تصمیم شخصی وارد انتخابات شده بودم و عده ای از اهالی این شهرستان نظریات من را پذیرفته بودند و شبانه روز بدون هیچ چشم داشتی با کمال ایثارگری نه برای پیروزی میرزاده بلکه برای پیروزی عقاید مشترکشان با میرزاده ایثارگیری کرده بودند. حزن و اندوه آنان و در کنار آن حس افتخاری که آنها در آن جلسه با شکوه نشان می دادند نه برای من بلکه برای همه مشخص ساخت، این طیف و جریان برآمده از ارزش ها حاضر است برای رسیدن به تغییر، بدون تمنا ایثارگری کند. آنها من را برای این مهم انتخاب کرده بودند، انتخاب آنها این بود که میرزاده نماینده ی افکار آنها برای تغییر باشد. در واقع میرزاده نماینده ی آن طیفی شد که می خواست با اتکا به ارزش ها و اصول انسانی و اسلامی  و در صحنه ی انتخاباتی سرنوشت شهرستان را تغییر دهد. در چنین شرایطی بعد از آن همه ایثارگری، کنار کشیدن من خود بی اخلاقی و بد عهدی به این بزرگواران بود. به همین خاطر من ضمن نامه نگاری به کاندیدای پیروز و تبریک گفتن برای پیروزی ایشان، متذکر شدم که در این مدت چهار ساله آماده ی هر نوع همکاری برای آبادی شهرستان هستم و در کنار آن به دقت تمامی اتفاقات را زیر نظر خواهم گرفت و در جلسه ی آخر بعد از اعلام نتایج به خدمت مردم عزیز گفتم که میرزاده به عنوان منتخب شما ۱۶ هزار نفر در برابر این چهار سال مسئول خواهد بود و اعلام هم کردم که نماینده ی منتخب بدانند که بنده برای همکاری آماده هستم و اوضاع را زیر نظر دارم و در صورتی که به هر دلیل مردم بزرگوار از شرایط ناراضی باشند، بنده به عنوان رقیبی جدی برای ایشان در دور بعد وارد عرصه شده با ایشان به رقابت خواهم پرداخت. در واقع آدرس اشتباهی که دوستان به این عهد شکنی ساختگی می دهند به این جلسه ختم می شود حال آنکه در این جلسه بنده حضور دوباره ی خود را به شرط نارضایتی مردم اعلام کردم. و البته آن کسی که بی تقوایی به خرج می دهد و به دنبال گره افکنی است درستی و صحت سخن و پس و پیش بودن آن را معیار قرار نمی دهد. در کنار موارد ذکر شده باید یادآوری کنم که در این دور از انتخابات هم در چندین جلسه و دیدار با افراد شاخص و دوستان دیگری از طرفداران شاخص سایر کاندیدا های محترم، این افراد به جد پی گیر حضور دوباره بنده بودند. افرادی به صورت حضوری  یا از طریق پیامک و یا نامه نگاری حضور من را مطالبه کردند. بر شخص من محرز گردید که قشر عظیمی از مردم فهیم شرستان گرمی متاسفانه باز هم از شرایط ناراضی هستند و آن افرادی که بدون منت و تقاضایی دور قبل از روی باورهای خود برای رای آوری بنده جانفشانی کرده بودند، حضور دوباره را بر من تکلیف کردند و اگر من نمی آمدم جفایی آشکار بود بر آن ایثارگری ها و آن عهد دوسویه ای که در ابتدای مصاحبه عرض کردم. کلام آخر اینکه من آمدم چون بر اساس ارزش ها و باورهای من ارتباط کاندیدا و طرفداران یک سویه نیست عهدی است دو طرفه برای دغدغه مند بودن نسبت به هم و نسبت به سرنوشت شهرستان. از جانب آنانی که برای رای آوری من ایثارگری کرده بودند از من خواسته شد و بر من کلیف شد که بار دیگر کاندید شوم و من هم برای وفای به این عهد اخلاقی بار دیگر حضور یافتم. همانطور که در جلسه ی آخر هم گفته بودم که در صورت وجود نارضایتی و خواست مردم خواهم آمد.

گفته می شود شما به هنگام سخنرانی در ستاد آقای قالیباف جمله ی چالش برانگیزی مطرح کردید مبنی براین که گفته اید من متاسفم که ترک هستم. توضیح شما در این باره چیست؟
چند پاسخ مشخص برای این سوال دارم و در آخر هم یک نتیجه گیری از این سوال مطرح خواهم کرد. اول اینکه متن سخنرانی بنده در آن جلسه وجود دارد که تماما در موضوع مطالبات فرهنگیان و درخواست آنان بوده است. و بعد اینکه هر سخنی باید استدلال و سندی داشته باشد. سند این حرف چیست ؟ مکتوب یا صوتی یا فیلمی از آن وجود دارد؟ اگر وجود دارد چرا با اینکه از طرح این مساله و شایعه و آن سخنرانی مدت زیادی می گذرد سند یا فیلمی یا صوتی ارائه نشده است. شما و خوانندگان محترم می دانید که این افرادی که با این بی پروایی و بی تقوایی دورغ می گویند اگر سندی داشتند خیلی وقت پیش ها آن را انتشار می دادند. اما در کنار همه اینها آیا میرزاده به ترک بودنش افتخار می کند؟ جوابم این است که بقول علامه جعفری اگر تعریف از خود نباشد من ترکم. ترک بودن آنقدر افتخار آمیز است که احتذاراز آن نوعی جنون به نظر می رسد. مقام معظم رهبری به عنوان شخصیتی بزرگ و ارزشمند در ایران و در تاریخ انقلاب اصالتی تبریزی دارند و ترک هستند. به قول رهبر کبیر انقلاب آذربایجان سر ایران است همان منطقه ای که ترکان در آن سکنا دارند و این که افتخار فارسی زبانان ایرانی به شاعری است که بهترین شعرش و ابیاتش به زبان شیوای ترکی است. شهریار ترک است اما پدر شعرغزل فارسی است. مدیرت و افتخاراتی که من در این مدت کسب کرده ام تماما در سرزمین مادریم و در مناطق ترک نشین ایران بوده است.این ها دلایل اندکی هستند که چرا من باید ترک بودنم را فریاد بزنم و با افتخار بگویم که من میر حمایت میرزاده ترک مسلمان ایرانی هستم. اما نتیجه گیری از این سوال این مساله خواهد بود که عده ای می خواهند از تعصب شرافتمندانه ما و بخصوص اهالی شهرستان گرمی به زبان مادری برای مطامع سیاسی خود سو استفاده کنند. در واقع همین افراد ارقی به اصالت و زبان خود ندارند و حاضرند این ارزش را برای اهداف خود مورد سو استفاده قرار دهند. هدف پنهانی در پشت این گونه شایعات در واقع استفاده از تعصب بحق مردم به زبان مادری است و جزو پست ترین کارها محسوب می گردد.

درمورد رابطه ی شما با پدر بزرگوارتان و مزار ایشان دو نوع سوال و چالش بزرگ توسط مخالفان شما بخصوص در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مطرح می شود. یکی از آن موارد این مساله است که شما از منابع مالی گرد آمده در مزار پدر بزرگوارتان به نفع امور شخصی خود استفاده می کنید و از آن برای برج سازی و ساختمان سازی در استان های دیگر استفاده کرده اید. پاسخ شما به این چالش چیست؟
من این را حتی چالش هم نام نمی گذارم اینها نوعی بد اخلاقی و پست انگاری شنونده است تا چالش. سخنی که در خفا و با کمال بی تقوایی مطرح گردد چالش نیست بیشتر سنگ پرانی ناجوانمردانه است. اما جواب مستدل من این خواهد بود که این مزار ملک شخصی ما نیست و در نظارت سازمان اوقاف قرار دارد. ضمن آنکه این مجموعه برای خود هیات امنایی دارد و این هیات امنا بر دخل و خرج و امورات آن نظارت کامل دارند. جالب آن است که در میان هیات امنای این مجموعه از روحانیون شناخته شده ی شهرستان حضور دارند که در دور قبل به صراحت طرفداری خود را از شخص دیگری اعلام کرده بودند. در واقع رابطه ی ما به عنوان خانواده ی آن سید جلیل با آن مجموعه همانند تمامی شهروندان است و مدیریت آن به دست هیات امنا است و ما نمی توانیم در امورات آن دخالتی کنیم. دوستانی که در این مورد شبهه ای در ذهن دارند می توانند با حضور در سازمان اوقاف یا با مراجعه به اعضای هیات امنای این مجموعه از کم و کیف هزینه ها و درآمدها آگاه شوند. اما طرح این شایعه نشان می دهد که بانیان آن همانطور که حاضرند از ملیت و زبان خود سو استفاده کنند به همان مقدار توانایی سو استفاده از اعتقادات مذهبی و باورهای مردم را دارند. و البته باید گفت آن تفکری که زبان و مذهب خود را به پای مطامع سیاسی خود قربانی کند، تفکر بسیار خطرناک و هولناکی است که بهره ای جز ویرانی برای این شهرستان نخواهد داشت.

در رابطه با سوال قبلی و چالش دوم در ارتباط با رابطه ی شما با پدرتان طرح این مساله از سوی مخالفان شما می باشد که شما از مقام و ارج قرب پدرتان به نفع منافع سیاسی خود استفاده نموده اید؟ توضیح جنابعالی به این نظر مخالفنتان چیست؟
البته که آن مرد بزرگوار در نزد مردم شریف شهرستان گرمی و اهالی آن ارج قرب بسیاری دارد. میزان ارادت اهالی به آن مرد و میزان و کیفیت مراجعه اهالی به آن مزار خود موضوعی مشخص و غیر قابل انکار است. موضوع مبرهن دیگر این است که آری من فرزند همان مرد هستم و تربیت یافته تفکرات او و با نان سفره ی او رشد یافته ام. این موضوع هم مشخص و مبرهن و غیر قابل انکار است و انکار آن کاری است بیهوده. اما در کنار همه ی این موضوعات فرزند آن مرد بودن با آنکه ممکن است فرصت هایی را ایجاد کند ولی چالشی است عظیم و باری است بسیار بزرگ برای من و فرزندان دیگرش. خطای ما و ضریب تاثیر گذاری خطای ما به عنوان فرزند آن مرد جلیل القدر بودن بسیار بیشتر از افراد دیگر این شهر است. ایشان پدر خونی ما میرزاده ها است و البته پدر معنوی تمامی اهالی این شهرستان. من اعلام می کنم که به عنوان فرزند آن مرد بودن هیچ مزیت خاصی ندارم و چون فرزند ایشان هستم خود را در این مورد برای جلب اعتماد و رای مردم محق تر از سایر کاندیدا ها نمی دانم. من همین جا به آن عزیزان اعلام می کنم مقبره ی آن بزرگوار متعلق به همه و متعلق به شهرستان است من به آنها پیشنهاد می کنم از فضای این مجموعه استفاده کنند و برای اینکه برای تشکیل جلسات به مردم زحمت داده نشده و خانه ای اشغال نگردد؛ یا پول های آنچنانی برای اجاره ی اماکن صرف نشود از فضای این مجموعه برای تشکیل جلسات و سخنرانی های خود استفاده کنند. ایشان پدر معنوی شهرستان هستند و آن مجموعه با نزورات همه ی اهالی ساخته شده است. و در پاسخ آخر به این سوال اعلام می کنم که از اهالی و مردم شهرستان استدعا دارم با آگاهی کامل رای داده و پدر بودن ایشان برای من را در رای دادنشان ملاک قرار نداده و اعتماد شان  به اینجانب براساس اصول و عقاید و تفکراتشان باشد.

شما سابقه ی طولانی در فعالیت های مدیریت و تصمیم گیری دارید. شاید همین هم باعث گرده تا عده ای نقبی به گذشته ی دور زده بر آن باشند تا از سال های اول انقلاب چالشی را برای شما مطرح سازند. در مدت اخیر به خصوص در مدتی که حضور شما در این دور از انتخابات جدی تر شد مخالفان شما در فضای مجازی موضوعی جدید را مطرح ساخته اند که به موضوع “باند عقرب” معروف شده است. توضیح جنابعالی در این بار چیست و شما چه نقشی در این مورد داشته اید؟
جواب این است که وقتی بی تقوایی وجود دارد و افرادی به دنبال تخریب باشنداین انتظار هم وجود نداردکه  نشر دهندگان اکاذیب تقوی به خرج داده و صحت و موضوع را به درستی موشکافی کنند. البته باز هم من از این دوستان کمال تشکر را دارم که زمینه ی صحبتی را فراهم ساختند که من و دوستان من به دلیل معذوریت های اخلاق قصد آشکار سازی آن را نداشیم. و آن اینکه : آری عده ای در این شهرستان مظلوم از اول هم روش خود را بر هراس افکنی و ایجاد فضای رعب و ترس و امنیتی کردن آن قرار داده بودند. معمولا بعد از جابجایی حاکمیت به دلیل وجود حساب های تصفیه نشده و جو افراطی آن زمان، تصمیماتی گرفته می شود که نه از روی منطق که عمدتا بر اساس افراط و استدلال های تند است. سوالی که من قصد پرسش آن از شما و خوانندگان عزیز دارم این است که بهتر است همگان از انتشار دهنگان این شائبه بپرسیم که چه کسی یا کسانی در آن دوره سر دسته ی باند عقرب بوده است؟ نزدیکان مادری یا پدری کدام یک از کاندیداهای عزیز در آن زمان به عنوان لیدر این گروه عمل می کرده است؟ تاریخ را به این سادگی ها نمی توان تحریف نمود. فعالیت این گروه که آنها نام باند عقرب را بر آن نهاده اند به قول خود این دوستان در سال های اول انقلاب و تا سال شصت بوده است. میر حمایت میرزاده در سال شصت است که دوران دانش آموزی خود را به پایان می رساند. آیا یک داشن آموز می تواند سرپرست و لیدر گروهی باشد که اقدام به حذف گروه ها و افراد متنفذمی کند. رهبر و لیدر این گروه از میان همان افرادی است که سال ها سیاست اصلی آنها در منطقه ایجاد فضای رعب و وحشت برای رسیدن به منافع خود بوده است. من به خوانندگان عزیز عرض می کنم که گروهی که تا این حد به دنبال رسیدن به قدرت است و حتی مسئله ای را که خود در آن نقش داشته است را به دیگری نسبت می دهد فردای رسیدن به قدرت چه عملکردی خواهد داشت؟ البته این وضعیت اسفناک شهرستان مهاجرت بالای چند ده هزار نفری در عرض ۱۶ سال اخیر محصول همین دیدگاه بوده است. من میرزداه در همین جا اعلام می کنم که یکی از دلایل آمدنم شکستن همین فضا بوده است و اینان هم خوب می دانند که کدام شخص را به زعم خود تخریب کنند. در برخی از موارد در این شهرستان رسیدن به مطامع سیاسی از دو طریق نامشروع تطمیع و تهدید صورت گرفته است و من میرزاده آمده ام که این فضا را بشکنم البته که با شکسته شدن این فضا برای آنانی که تنگ نظرانه همه چیز را برای خود می خواهندو تمامیت خواهی می کنند جایی وجود نخواهد داشت.

گفته می شود که جنابعالی در زمان تصدی خود پست های مدیریتی در استان اردبیل و در استان آذربایجان شرقی کار آنچنانی برای شهرستان انجام نداده اید؟ جواب و پاسخ شما به این مساله چیست؟
گرمی زادگاه و وطن من است و من هم تا بدانجا که توانسته ام برای سربلندی آن خدمت کرده ام. این که من به این سرزمین علاقه دارم وآن را از جان و دل دوست می دارم امری نیست که نیاز به توضیح داشته باشد. جلوه و جایگاه من ایجاب می کرد که من هم همانند سایر همشریانم که در مرکز استان وارد صحنه ی رقابت های انتخاباتی شده اند در اردبیل یا تبریز  مبادرت به این کار نمایم. اما من برای رشد شخصی وارد انتخابات نشده ام و اولویت اول من حل معضلات این شهرستان و وطن مادریم بوده است. در هر جا که بوده ام تا آنجا که توانسته ام برای حل معضلات و مسایل شهرم از هیچ کار قانونی دریغ نکرده ام. در زمان هم که مدیریت آموزش و پرورش استان را در دست داشتم تا آنجا که توانستم برای رفع محرومیت این شهرستان تلاش نمودم. در آن زمان می دانستم که یکی از راهکارهای اساسی رفع محرومیت مهارت آموزی و تربیت نیروی انسانی ماهر است. در این بخش آنچه که به مسولیت من مربوط می شد ایجاد مراکز فنی حرفه ای بود که برای تحقق این امر و کسب مجوز تاسیس دبیرستان فنی حرفه ای تلاش جدی داشتم و توانستم مجوز تاسیس آن را از خود وزارت  و از تهران کسب نمایم. در کنار آن می توان به تاسیس مدارس نمونه و شاهد نیز اشاره کرد که به این روال صورت گرفت. تصور می کنم با مد نظر قرار دادن این موارد می توان به این نتیجه رسید که میرزاده هرجا که توانسته است با در نظر گرفتن روال های قانونی برای وطن خود فعالیت نموده و تلاش کرده است. در کنار این مساله می بایست موضوع مهمی را مشخص کنم و آن هم به روش و طرز فکر بنده مر بوط می شود. من فعالیت در چهارچوب قانونی و شرعی را بالاتر از هر مسایل جانبی می دانم. به هنگامی که مدیر کل آموزش پروش بودم به عنوان مدیر کل آموزش و پرورش استان فعالیت کرده ام نه یک شهرستان خاص.ضوابط قانونی برای من از هر مساله دیگری ارجحیت دارد. شاید در این موضوع از من پرسیده شود که پس شما به هنگام فعالیت کارهایی را که می توانستید برای شهرستان انجام دهید چون به نظر غیر قانونی بوده است انجام نداده یا امتنا کرده اید؟ جواب این خواهد بود که البته با تاسف بسیار این شهرستان مظلوم آنقدر در شاخص های مختلف دچار عقب ماندگی های ریشه است که کار با ضابطه و یا بدون ضابطه باز هم نمی تواند تمامی دردهای آن را التیام بخشد. من تا آنجا که می توانستم برای این شهرستان تلاش کرد و موارد بالا که عرض شد تنها گوشه ای از این تلاش هایی می باشد که من در این زمان انجام داده ام. اما نکته ی بسیار مهمتر و اصلی تر این است که کار در روال قانونی برای میرزاده یک مزیت است نه چالش. چرا که من اگر به عنوان نماینده ی این شهرستان انتخاب شوم بر اساس آن اصولی که عرض کردم نماینده ی کل شهرستان خواهم بود برای من موران، گرمی و انگوت یکی خواهند بود و در برابر آن ها به صورت مساوی احساس مسئولیت خواهم کرد. در آن صورت من میرزاده نماینده ی همه ی ساکنان این شهرستان خواهد بود و این که چه کسی به من رای داده یا نداده است دیگر مطرح نخواد شد.

گفته می شود میرزاده در گرمی نبوده است و درد مردم آن را از نزدیک حس نکرده تا بتواند برای آنها کار موثری هم انجام دهد. شما چه پاسخی برای این پرسش و نظر دارید؟
من بزرگ شده ی گرمی هستم و شاید کم افرادی مثل میرزاده پیدا شود که با هر سه بخش موران، گرمی و انگوت رابطه ی خونی و پیوندی نصبی داشته باشد. مادر من اهل شهرستان گرمی است و من هم در این شهر بزگ شده ام از ناحیه ی پدری خود را اهل موران و از طریق مادری خود را فرزند گرمی می دانم. و همسر من نیز از اهالی بخش انگوت شهرستان گرمی هستند و من هم به نوعی داماد اهالی این بخش از شهرستان گرمی محسوب می شود. خود شما هم مشاهده می کنید که میرزاده پیوندی عمیق با جغرافیای شهرستان دارد و برای داشتن پیوندی عاطفی با جای جای این شهرستان بهانه و دلیل بسیار دارد. همین موضوع باعث گردیده که در مقابل تمام مناطق شهرستان گرمی احساس مسئولیت داشته آن را چون خانه و روستای پدری خود بدانم. من در گرمی بزرگ شده ام در آن کارگری کرده ام و مدتی هم برای کسب روزی در هنگام تحصیل در نانوایی های آن کار مشغول بوده ام. در کنار آن ما میرزاده ها و بخصوص من دلیل بسیار بزرگی داریم مبنی بر این که نمی توانیم از این شهرستان و سرنوشت آن جدا شویم. همانطور که قبلا گفته شد پدر من مورد احترام این مردم است و مزار ایشان جایی است برای مراجعه همه آحاد مرد. ما به خاطر ایشان پیوندی عمیق با این آب وخاک داریم و من هم همانند سایر اعضای خانواده برای سر زدن به مزار ایشان و زیارت قبر پدر بایستی در مدت زمان کوتاهی سفری به شهرستان گرمی داشته باشم. در هر حضور خود وضعیت مردم این شهرستان را از نزدیک می بینم و می دانم آنان در این شهر متحمل چه زحماتی می شوند. این پیوند هم باعث شده که من چه در این انتخابات ها پیروز شوم یا نه مجبور شوم که در شهر حضور داشته باشم. و این نکته را هم باید ذکر کنم که مدیریت ناکارآمد در این شهر و شهرستان تا آنجا بوده است که خود بنده همواره به مرجعی برای رجوع همشهریان تبدیل شده ام  و همواره از طریق ارتباطات مردمی گزارشات و مشکلات و مسائل شهر به گوش من رسیده است و من در جریان امور بوده ام.

  • منتشر شده در نشریه فروغ فردا

نظر شما چیست؟

۲۴ نظر

  1. ایرانی گفت:

    یاد می شود میتوانیم احمدی نژاد افتادم
    سال ۸۴ شعار او این جمله بود

    Thumb up 0 Thumb down 2

  2. یا الله گفت:

    میزراده پاینده دی، شنبه نماینده دی، یا الله یاالله

    Thumb up 2 Thumb down 2

  3. فقط عدالت گفت:

    بهترین فرد برای نماینده شدن آن است که قول های استخدام افراد بی سواد را نمی دهد

    Thumb up 3 Thumb down 0

  4. آقای خاص گفت:

    بنده اهل طرفدار هیچ کدوماز کاندیدادها نبودم و بنده اون دوره به اصول گرایه منتخب(آقای موسوی) رای دادم و این بار هم به این دوره اصول گرا یعنی آقای اسماعیلی رای خواهم داد چون آدم آگاه هیچوقت به دنبال حزبی (اصلاحات) که در دوره ششم مجلس شورای اصلامی که سیاه ترین تاریخ مجلس ایران را رقم زد که میخواست جام زهر را به رهبری اعمال کند و اون همه به کشور و رهبری آسیب رسوند رای نخواهم داد و این دوره آقای میرزاده مورد حمایت جبهه اصلاحات است.
    پس دوستان و همشهریان عزیز به دوره از کینه و کدورت شماها نماینده شهری را انتخاب نمیکنید اون نماینده ایران است ببینید کدوم علماها از حزبی حمایت میکند هر کس مسئول رای خودش هست پس باید اون دنیا جوابگوی خون شهدا باشیم.
    رای فقط جبهه متحد اصول گرا آقای اسماعیلی.

    Thumb up 1 Thumb down 8

    • ناشناس گفت:

      اصولگرایی که از دل آن انحراف و اصلاحاتی که فتنه به دنبال دارد مورد تایید ملت نیست .کاندید ما اصولگرای اصلاح طلب هستند که مد نظر مقام معظم رهبری نیز همین است در اصل ،اصولگرایی و اصلاح طلبی از هم تفکیک ناپذیرند .با کلمات بازی نکنیم .

      Thumb up 1 Thumb down 0

  5. بی طرف گفت:

    هر کس فکر خدمت به مردم شریف گرمی را در سر دارد خداوند موفق نماید

    Thumb up 9 Thumb down 0

  6. مهدی محبوبی ROMANIA گفت:

    باسلام لطفا ورودیهای شهر گرمی درست شود تا ابروی این شهر پیش مهمانها نرودودر کنار دریاچه قره قوچ پیست اسب سواری درست شود

    Thumb up 8 Thumb down 1

  7. گرمیلی ROMANIA گفت:

    بدبختی این شهر تعصبی بودن و با تعصب رای دادن مردم این شهر است
    آقای گرمی تعصبی……..
    آقای اسمعیلی یک بار امتحان خود را پس داده
    آزموده را آزمودن خطاست
    یک بار هم آقای میرزاده به منطقه خدمت کنند و لیاقت خود را نشان دهند.

    Thumb up 6 Thumb down 3

  8. هادی گفت:

    میرزاده و نصیری حذف نشدنیست!!!!!

    گرمی را خواهیم ساخت با انتخاب میرزاده…

    دقت بکنین عزیزان همه ی نامزدها فقط و فقط هدف تخریب میرزاده رو دارن در حالی که ایشون به هیشکی هیچ توهینی نکرده و پشت سر کسی حرف نزده حق با مردمه و مردم هم میرزاده رو اصلح میدونن راهپیمایی و همایش دیروز کاملا نمایانگر این بود…

    تخریب نکنیم حرف از خودمان بزنیم…

    Thumb up 6 Thumb down 3

  9. مهرداد گفت:

    درود بر استاد میرزاده فرزند غیور و با تعصب مغان (گرمی)
    و قل جآء الحق و زهق الباطل. ان الباطل کان زهوقا/سوره‏ اسراء، آیه ۸۱

    بگو که حق آمد و باطل نابود شد که البته باطل رفتنی و نابود شدنی است.
    با عنایت خدا و توجهات حضرت ولی عصر (عج) و یاری و همت اهالی غیور و با عزت گرمی ، موران و انگوت فردا دست در دست هم با انتخاب اصلحترین فرد سرنوشت خوشی را برای فردای منطقه ی خود رقم خواهیم زد.
    صداقت و یکرنگی شما با مردم اثرات شایعه پراکنی و تهمت های بی مورد برخی افراد بی تقوا را خنثی خواهد کرد. ان شاءالله

    فَإِنَّ حِزْبَ‏‏ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ۞ براستی که حزب خدا پیروز است.

    Thumb up 6 Thumb down 2

  10. نعیم گفت:

    تا کی باید شاهد حضور چهره های تکراری چون اسماعیلی در انتخابات باشیم مگر اینها در اوج قدرت شان برای شهرستان محروم گرمی چیکار کردند؟

    Thumb up 7 Thumb down 2

  11. ماجدی گفت:

    تاریخ مصرف آقایان احمدی و اسماعیلی برای همیشه تمام گردیده ، رای ما اندیشه های نو و جدید فرزند رشید شهرستان مغان آقای میرحمایت میرزاده است.

    Thumb up 10 Thumb down 4

  12. گرمیلی گفت:

    حسرت نماینده شدن دردلتان خواهد ماند آقای میرزاده

    Thumb up 3 Thumb down 12

  13. گرمی تعصبی گفت:

    تاریخ مصرف میرزاده و نصیری تمام شده .
    رای ما ائتلاف بزرگ اصول گرایان آقای ولی اسماعیلی۱۰۰٪

    Thumb up 14 Thumb down 25

    • ناشناس گفت:

      وقتی به طرح حذف گردنه لنگان نگاه می کنم که نه تنها حذف نشد بلکه فاصله مان تا مرکز استان را بیشترهم کردوتصادفات وتلفات جانی ومالی اش چند برابر شد . وقتی می بینم با هزینه اجرای این طرح بلکه کمتر،می شد نقاط حادثه خیز وپیچ های تند وخطرناک آن را اصلاح کرد و وبه یک راه استاندارد وایمن تر تبدیلش کرد وقتی به راه آغداش به تکانلو واتصال آن به اینجیلو که فعلا مسکوت مانده ودرصورت احداث گرمی را در بن بست قرار خواهد دادفکر می کنم وقتی به سرگذشت تاسف بار سد کلاسر ومکان یابی غلط و مطالعات ناکافی وهزینه های چند میلیاردی برای تملک اراضیش نگاه می کنم دلم از غصه می گیرد

      Thumb up 5 Thumb down 2

    • هادی گفت:

      اگه به تاریخ مصرف باشه که بهتره اقای اسماعیلی رو تاریخ گذشته فرض کنین چون کاملا کارنامه ایشون تو دوره خودشون نمایانگر باند بازی و پارتی بازی بوده…

      Thumb up 6 Thumb down 3

    • ناشناس گفت:

      خخخخخخ
      نه ولی اسماعیلی میره آپدیت میشه میاد.تاریخ مصرف نداره که اصلا

      Thumb up 3 Thumb down 2

    • ناشناس گفت:

      اقای تعصبی

      شکست سخت هست

      Thumb up 2 Thumb down 1

    • نعیم گفت:

      من مطمین هستم که آقای اسماعیلی با آقای قهرمان نیکجو گرمی را به اوج سربلندی خواهد رساند
      یا علی یاعلی

      Thumb up 3 Thumb down 8

    • نعیم گفت:

      علی امام خداست
      پس لطفا از این کلمات دباره خدا وامامانش استفاده نکنید

      Thumb up 1 Thumb down 2

نوشته های جدید