وجه تسمیه گرمی مغان

آزادلو : بر اساس اطلاعات ارائه شده در کتاب تاریخ دشت مغان، نوشته میر نبی عزیززاده، وجه تسمیه گرمی به اعتقاد برخی از واژه گئرامنه گرفته شده‌است که به معنی چند عشیره که دارای چراگاه مشترک می‌باشند و به رئیس آنان گئرامنی می‌گفتند. تعداد دیگری اعتقاد دارند این شهر در زمان بابک خرمدین بذ یا بذین داشته‌است و محل آنرا بین محله قلعه باشی و روستای اله درق می‌دانند وقلعه دئیو قالاسی را قلعه بذ می‌دانند. برخی ازمورخان معتقدند این خطه از قدیم محل زندگی چند زنتو از پارتها بوده و واژه گئرمی در گویش پارتها یک واژه مقدس بوده و وجود گورهای خمره‌ای را دلیل می‌آورند. مورخان و محققان دیگری معتقدند این واژه از واژه‌های سومری بوده و از دو قسمت «گئر» و «می» تشکیل شده‌است گئر به معنی آبادی و جای مشخص یا خانه و می به معنی قوانین آسمانی پس گئرمی یعنی خانه قوانین و دستورات آسمانی. نامیدن شهر بخاطر قبیله چم که از یمن به این خطه کوچیده‌اند ودر بین اهالی شهر به حسنلو مشهور هستند ریشه در تعصبات قومی داشته وخالی از واقعیت می‌باشد چراکه این قبیله ۲۰۰الی۳۰۰سال است که به این شهر کوچ کرده‌اند و پیران آن خود را متعلق به سرزمین یمن و بعضی‌هایشان متعلق به اطراف بصره می‌دانستند.

با این حال محقق دیگری که در زبانهای اطراف گرمی و زبانها باستانی ایران تحقیق کرده‌است، مدعی است بر اساس شواهدی از بناهای تاریخی و کتیبه‌ها و نظایر آن باقیمانده است، نام گرمی واژه ایی احتمالاً با ریشه اوستایی و فارسی باستان است که از دو قسمت «گئر» که تغییر یافته و خلاصه شده «آگئر» به معنی آتش و آتشکده و «می» که خلاصه شده و تغییر یافته میترا به معنی خورشید می‌باشد، تشکیل شده‌است. یکی از استنادات وی نوشته استرابون (۶۲ ق. م تا ۱۹ م) در رساله جغرافیا کتاب ۱۵، کرده – ۳، بند ۱۳ می‌باشد که در وصف طایفه مغان می‌نویسد: «در آنجا هم چنین آتشکده‌ها وجود دارد، بناهای غریبی که در میانشان آدریانی قرار دارد که از خاکستر انباشته‌است و در آنجا مغان پاسدار آتشی هستند که هرگز خاموش نمی‌شود.»[۲] هر چند مطلب فوق در مورد کاپادوکیه است که هم اکنون در ترکیه قرار دارد اما چون وصف رفتار طایفه مغان است می‌تواند برای سایر تحقیقات تاریخی نیز مستند قرار گیرد. او محل‌های انباشته از خاکستر، وجود ۳ تپه گرد که بی شباهت به کاپادوکیه نیستند، تداوم جنگلهای تالش و رسیدن آن به شهر گرمی که منابع چوب و هیزم را به راحتی فراهم می‌کند و قرار داشتن صخره سنگی در میان دو رود را که برپایی آتش بدون خطر را ممکن می‌ساخته‌است، جزو شواهد خود عنوان می‌نماید؛ بنابراین کلمه مغان که هم اکنون به برکت حاصلخیزی خاک، آب رودهای ارس- دره رود و بالهاری و توسعه‌های صنعتی انجام شده در جلگه مغان، با واژه دشت عجین و همراه شده‌است، بیش از آن که با مناطق جلگه ای مغان ارتباط داشته باشد با مناطق کوهپایه ای و شهر گرمی ارتباط دارد، چرا که اغلب رفتارهای مغ‌ها با کوه و کوهپایه سازگار تر است تا دشت.

محقق مزبور همچنین معتقد است با توجه به اینکه حداقل ۷ نقطه در آذربایجان به همین نام شناخته می‌شود که دو مورد از آنها در همین شهرستان (خود شهر گرمی و روستایی چسبیده به بخش انگوت)، سه مورد جمهوری آذربایجان، یک مورد آذربایجان غربی (روستایی در ارومیه)، و یک مورد آذربایجان شرقی (رودخانه ای در میانه) به همین نام شناخته می‌شوند، و تشابه اسمی با شهر آذربایجانی نشین گرمی (Gremi) در استان کاختی گرجستان باید در این خصوص تحقیق بیشتری صورت گیرد. طبق یافته‌های این فرد طایفه ای در جنوب ترکیه زندگی می‌کنند که به نام «گرمی لی اوغلانلاری» شناخته می‌شوند و معتقد است احتمالاً این طایفه در دوره صفوی با ساکنین فعلی این شهر تبادل شده باشند اما حافظه تاریخی مردم شهرستان و اسناد موجود چیزی در این خصوص ارائه نمی‌دهد بنابراین نظریه ارتباط تاریخ کهن گرمی با کاپادوکیه تقویت می‌شود. طایفه مزبور غذایی با برنج درست می‌کنند که «گرمی پلو» نامیده می‌شود و بر همین اساس ممکن است گرمی نام گیاه یا ادویه ای باشد.

لازم است ذکر شود که واژه‌های «قرم» و «القرم» و «قرمی» در کتب تاریخی مختلف که به زبان عربی نگاشته شده‌اند برای شبه جزیره کریمه به کار رفته‌اند و گاهی به اقوام ترک‌زبانی که در این شبه جزیره ساکن هستند نیز به «قرم» و «قرمی» شناخته شده‌اند اما شواهدی برای ارتباط کریمه با شهر گرمی شناسایی نشده‌است.

با این حال ذکریا ابن محمد قزوینی در کتاب آثار العباد و اخبارالبلاد در وصف مغان می‌نویسد:

«موغان، ولایتی است واسع از آذربایجان. دهات و آبادی دارد. هرکه از اردبیل به تبریز رود، این ولایت در طرف راست او واقع شده، موغان گرمسیر است و باقی آذربایجان سردسیر؛ و ترکمانیه در آن سکونت داشته‌اند به جهت کثرت علوفه و خوشی زمستان و حال تاتار ترکمانیه را از آنجا بیرون کرده و خود آنجا قشلاق می‌کند.»[۳]

با توجه به اینکه موطن اصلی تاتارها از کریمه بوده‌است احتمالاً مهاجران وارد شده از عراق و یمن در قرن دهم هجری همان واژه ای را که نویسندگان عرب و ایرانی برای کریمه به صورت قرم- غرم – القرم یا مشابه آن به کار می‌برده‌اند در خصوص تاتارهای ساکن این شهر و این منطقه به کار برده‌اند و به مرور زمان به علت لهجه ترکی- آذربایجانی مردم منطقه واژه به گرمی تغییر یافته‌است. هرچند پذیرفتن سرنوشت مشابه برای ۷ نقطه جغرافیایی چندان سهل نمی‌نماید.

همچنین این سند ادعایی را که مطرح شده‌است که زبان ترکی بعد از صفویه و از قرن ۱۰ و ۱۱ هجری در این منطقه رایج شده‌است رد می‌کند و سابقه آن را حداقل به قرن هفتم هجری و حتی پیش از آن برمی‌گرداند.

نظر شما چیست؟

۱ نظر

  1. گئرمیلی گفت:

    با این حال محقق دیگری که در زبانهای اطراف گرمی و زبانها باستانی ایران تحقیق ….
    کاش نام این محقق را می آوردید تا آشنا می شدیم ، محققی که در مورد (زبانهای اطراف گرمی؟؟؟؟؟) تحقیق کرده

    Thumb up 0 Thumb down 0

نوشته های جدید