سنگین و رنگین…
سنگین و رنگین…
با نزدیک شدن به ایام انتخاباتی بار دیگر بازار انتخابات در حال گرم شدن ست و با توجه به افزایش نقش رسانه ها و شبکه های مجازی، پیش بینی می شود انتخابات مجلس یازدهم داغ تر از انتخابات های قبلی برگزار شود.

با نزدیک شدن به ایام انتخاباتی بار دیگر بازار انتخابات در حال گرم شدن ست و با توجه به افزایش نقش رسانه ها و شبکه های مجازی، پیش بینی می شود انتخابات مجلس یازدهم داغ تر از انتخابات های قبلی برگزار شود.

گرچه به زعم برخی ها نبود چهره هایی همچون سیدحمایت میرزاده، میرقسمت موسوی و ناصر نصیری جو آرامی بر انتخابات حاکم کرده و تقریبا با حضور قدرتمند ولی اسماعیلی بعنوان یکی از قطب های مهم انتخابات می توان آینده انتخابات را متصور شد، اما شرایط فعلی از چند حیث نیازمند بررسی است.

با شرکت فخرالدین نصیری تکلیف برای تیم نصیری مشخص شده است. اما موضوع مهم و قابل بحث عدم شرکت دو سید سیاستمدار گرمی مغان در انتخابات است که سبب سردرگمی حامیان آن ها شده است. ابتدا باید بررسی شود این دو چهره مطرح چرا از حضور در انتخابات امتناع ورزیدند.

نخستین تحلیلی که می توان برای عدم کاندیداتوری میرقسمت موسوی (نماینده دو دوره گرمی مغان در مجلس شورای اسلامی) برای انتخابات مجلس یازدهم متصور شد، نبود شرایط و اقبال لازم از نظر وی برای حمایت حداکثری است.

اما این تنها یک نظر است و با توجه به شرایط فعلی که گزینه های خیلی اندک در حد نمایندگی این شهرستان وجود دارد، این سیاستمدار مغانی نباید به این سادگی از حضور در انتخابات انصراف میداد.

از سوی دیگر طبق شنیده ها وی در نشستی که با مجموعه خود داشته به این نتیجه رسیده که موفقیت در انتخابات پیش رو بسیار سخت است. اما این عدم حضور تفاسیر عدیده ای می تواند داشته باشد که اصلی ترین آن اتحاد و ائتلاف با ترکیب سابق است.

شوک خبری دیگر این بود که سیدحمایت میرزاده برای انتخابات مجلس یازدهم ثبت نام نکرد، خبری که همچنان باورش برای خیلی ها سخت است اما واقعیت داشت. وی جزو معدود نمایندگان مجلس است که از حضور در عرصه انتخاباتی امتناع ورزید؛ موضوعی که نیازمند بررسی و تحلیل است.

نخستین و قانع کننده ترین دلیل، نبود اقبال عمومی مناسب، برای داوطلبی وی می توان دانست. البته دور از انتظار هم نبود چون میرزاده برخلاف فعالیت مثبتی که داشت و انرژی زیادی که برای توسعه شهرستان صرف کرد، به همان اندازه و شاید بیشتر عملکرد سیاسی اش ضعیف و غیرقابل دفاع بود.

وی با آرای سنتی بعنوان وکیل انتخاب شده بود اما بصورت حزبی و آرمانی فکر می کرد و قانون را خط مشی خود قرار داده بود. مهمتر از آن نتوانست کارنامه مثبتی در حمایت از اطرافیان خود بدست آورد. طبعا در این شرایط ریزش حامیان، امری غیرقابل پیشگیری است حتی اگر کارنامه اجرائی اش صددرصد هم مثبت باشد.

در رابطه با انتخابات پیش رو نیز دو سناریو مطرح است. سناریو نخست که برخی از سیاسیون مطرح می کردند این بود که میرزاده از تبریز کاندیدا خواهد شد و در صورت اینکه ائتلاف نتوانست گزینه مد نظر خود را مطرح کند، وی تغییر حوزه به گرمی مغان دهد. اما با عدم کاندیداتوری سیدحمایت در هیج نقطه کشور، این سناریو نیز اشتباه از آب درآمد.

سناریو دوم احتمالا حفظ ائتلاف و حداقل حمایت از حامیان باقی مانده است. گرچه این سناریو نیز به چکش کاری نیاز دارد، زیرا بعید بنظر می رسد سیدحمایت میرزاده بعنوان یک چهره ملی خود را در لوای دیگری قرار دهد و سخنران یکی از کاندیداها شود. و بنظر نگارنده این سناریو نیز با این شیوه عقلانی نیست و اتفاق نخواهد افتاد.

و اما می رسیم به مقوله ائتلاف که این موضوع خود باید به اندازه کافی برای عموم موشکافی شود. ائتلاف در واقع واژه ای زیبا است که اگر بصورت اصولی و اخلاقی انجام شود، نتیجه ای دلنشین در هر حوزه بخصوص در حوزه سیاست به بار خواهد آورد.

اما ائتلاف به همان اندازه و شاید بیشتر که در صورت اجرای درست شیرین است، در صورت اینکه بصورت صحیح مدیریت نشود، تلخ و باعث وارد آمدن مشکلات زیادی خواهد شد. ائتلاف زمانی شیرین خواهد بود که گروه های مئتلفه بدور از هرگونه حرکت سیاسی برای رشد و آبادانی منطقه تلاش کنند نه از آن ابزاری برای زیاده های خواهی ها استفاده شود.

ائتلاف دور گذشته انتخابات مجلس گرمی مغان نیز بی شباهت به این موضوع نیست و گرچه در ابتدا ظاهر زیبایی داشت، اما با زیاده خواهی گروه هایی که به ائتلاف وارد شدند، باطن زشت خود را نمایان کرد. در صورتی که چهره های مئتلفه بجای قبول سمت های مختلف مدیریتی، نماینده را برای توسعه منطقه حمایت می کردند می توانستیم شیرینی این ائتلاف را ببینیم.

اما وقتی انرژی نماینده پس از موفقیت را برای کسب یک کرسی هدر می دهیم و حتی پس از کسب آن کرسی برای شهر و منطقه خود مفید نبودیم، قطعا خروجی مثبت نخواهد بود و دیدگاه مردم به چنین ائتلاف هایی اتلاف وقت به حساب خواهد آمد.

اکنون پس از چهار سال و شرکت نکردن دو گزینه ائتلاف در انتخابات، یک مفهوم اساسی را می توان برداشت که این دو سیاستمدار به اشتباهات خود پی بردند. اگر به انتخابات های قبلی و آرای برخی از چهره ها بعد از دوره نمایندگی اش نگاه کنیم، می توان گفت میرزاده با عدم کاندیداتوری نه تنها شکست نخورد، بلکه با سربلندی و در اوج با صحنه سیاست خداحافظی کرد تا تاریخ از او به نیکی یاد کند.

موسوی نیز از این قضیه مستثنی نیست و عدم کاندیداتوری وی برای دو دوره متوالی باعث شد شخصیت محبوب غیرسیاسی که از وی در میان حامیان و عموم مردم وجود دارد، از بین نرود. حال یک موضوع مهمی که باید مورد بررسی قرار گیرد، تصمیم این دو سیاستمدار برای انتخابات پیش روی مجلس است.

طبعا کاملا واضح و مبرهن است اگر این دو چهره سیاسی بصورت علنی بخواهند در ستاد یکی از چهره ها فعالیت کنند و همان ائتلاف با خروجی اشتباه را ادامه دهند، بازهم به مرور به چهره قابل قبول خود میان مردم لطمه زده و مصداق مثال گل به خودی عمل خواهند کرد.

گرچه بعید بنظر می رسد این دو کارکشته سیاست چنین تصمیمات ناشیانه ای اتخاذ کنند، زیرا همه نگاه ها به تصمیم آن ها دوخته شده است و قطعا اگر بخواهند با تمام تیم خود در ستاد کاندیدایی حاضر شوند، باعث ریزش اساسی طرفداران و حامیان خود خواهند شد.

آزاد گذاشتن اطرافیان در تصمیم گرفتن برای آینده شهرستان با تفکر خوشان بزرگترین لطفی است که سیدان سیاستمدار می توانند بکنند. این مهم باعث می شود میرزاده و موسوی “سنگین و رنگین” از عرصه سیاسی خداحافظی کنند و در تاریخ گرمی نام آن ها برای همیشه به نیکی یاد شود. در نقطه مقابل شکل دادن ائتلافی دیگر باعث بدبین تر شدن مردم به نوع سیاست هایی است که این عزیزان اتخاذ می کنند. زیرا تحمیل عقیده و نظر خود به اطرافیان و شکل دادن یک ائتلاف برای مقاصد سیاسی خود یک حرکت سیاسی اشتباه و بدور از اخلاق و منطق است.